تبلیغات
رابطه - کبوتری زیر تخت

به نام خدا

رابطه
امروز   به وبلاگ  رابطه  خوش آمدید


¿کبوتری زیر تخت
جمعه 29 مهر 1384

  خواب می بینم کبوتری زیر تخت در حال تجزیه شدن است. می دانم این بو از زباله هاست. اجناسی که تاریخ مصرف شان گذشته و آن را گوشه و کنار خانه تلنبار کره ام. در حقیقت کلامی آمرانه مرا به خریدن وادار می کند و تمام در آمدم صرف خرید چیزهایی می شود که ا نتخاب من نیست.

کار من ثبت اسناد است. بک بار به سندی برخوردم که نوشته هایش نامفهوم بود. فوری به رییس خبر دادم یک رمز گشا برایم فرستاد. او نگاهی به سند انداخت و با حرکت دست هایش همراه باصداهای عجیبی که از دهانش در می آورد می خواست چیزی به من بفهماند. مدتی گذشت تا فهمیدم که او هم لال مادرزاد است.

کاری از دستم بر نمی آمد.تقاضای چند روز مرخصی کردم و به هتلی در مکانی کوهستانی رفتم. دو روز در آن جا ماندم. وقتی برای تسویه حساب نزد مدیر هتل رفتم صورت حسابی را مقابلم گذاشت که از تعجب خشکم زد. هزینه یک ماه ناهار - شام و صبحانه. گفتم: دو روز است که به این جا آمده ام . با دستپاچگی گفت: ببخشید قربان حتما اشتباهی شده.و آن را خط زد. اما مورد بعدی عجیب تر بود درخواست ماشین.گفتم چطور ممکن است در این جا تقاضای ماشینی کرده باشم. گفت: حق با شماست حتما اشتباهی صورت گرفته و آن را خط زد. تا مدت ها این اعتراض ها و خط زدن ها ادامه پیدا کرد. بعد رسید به درخواست یک آشپز مجرب.   سرش فریاد کشیدم: چه  کسی در یک هتل تقاضای آشپز می کند. دیگر حاضر نیستم این صورت حساب موهوم را بخوانم.

داشتم صورت حساب را مچاله می کردم که موجی مرا به خانه بازگرداند. از خواب پریدم. دیرم شده بود. باید زودتر به محل کارم می رفت. وقتی برای اصلح روبروی آینه ایستادم گر شده بودم و غوز بزرگی روی پشتم بود. به اتاق خواب رفتم  زیر تخت را نگاه کردم. کبوتری در حال تجزیه شدن بود.

نوشته شده در جمعه 29 مهر 1384 و ساعت 01:10 ق.ظ توسط : رابطه
ویرایش شده در یکشنبه 25 دی 1384 و ساعت 10:01 ق.ظ